امپراتوری کشور مجارستان

پادشاهای مجارستان سرزمینی بوده‌است دربرگیرندهٔ کشورها و سرزمین‌های امروزی مجارستان، اسلواکی، کرواسی(به جز بخش ایستریا)، ترانسیلوانی (رومانی کنونی)، کارپات روتنی (اوکرائین کنونی)، وویوودینا (صربستان کنونی)، بورگن‌لاند (اتریش کنونی) و سرزمین‌های کوچ دیگری که امروزه در نزدیکی مرزهای کنونی مجارستان قرار دارند. این پادشاهی پیرامون ۱۰۰۰ میلادی تا ۱۹۴۶ میلادی نزدیک به هزار سال جز گسستی کوتاه در ۱۹۱۸-۱۹۱۹ دارای پیوستگی تاریخی بود.

امپراطوری کشور مجارستان

مجارستان در زمان فرمانروایی دودمان آرپاد

نشان دودمان آرپاد
نخستین شاهان مجارستان از دودمان آرپاد بودند. بنیادگذار این دودمان آرپاد بود که توانست مجارها را در جلگه پانونی در پیرامون ۸۹۵ میلادی به زیر یک پرچم درَآورد. نخستین پادشاه مسیحی مجارستان از این دودمان ایشتوان یکم بود که از سوی کلیسای کاتولیک یک قدیس شناخته‌می‌شود. کلیسای کاتولیک در زمان این پادشاه نیز در کنار شهسوران آلمانی پشتیبان این پادشاه و هواخواهان مسیحیش بودند و هدفشان هم ایجاد یک دولت مقتدر در اروپای مرکزی بود.

با مرگ ایشتوان یکم مجارستان دچار آشفتگی شد و در این میان امپراتوری مقدس روم کوشید تا مجارستان را به سرزمین‌های زیر فرمان خود بیفزاید، ولی در رسیدن به این خواسته ناکام ماند. تا سرانجام نوبت پادشاهی به بلای یکم رسید و مجارستان دوباره شاهد آرامش شد.
دومین شاه بزرگ مجارستان لاسلوی یکم بود. این شاه نیز از سوی کلیسای کاتولیک به مقام قدیسی رسیده‌است. او مجارستان را نیرومند و باثبات ساخت و توانست تا در ۱۰۹۱ میلادی کرواسی را به سرزمین‌های زیرفرمانش بیفزاید. او با کومان‌ها نیز جنگید و آنان را شکست‌داد. در ۱۲۲۲ یکی دیگر از پادشاهان این دودمان-آندراش دوم- با انتشار منشوری زرین قوانین تازه‌ای را بر این کشور وضع‌نمود.

تازش مغول به مجارستان

نگاره‌ای از تارش مغولان به مجارستان در ۱۲۴۱ میلادی
در ۱۲۴۱ میلادی مغول‌ها به مرزهای مجارستان رسیدند. اگرچه در برخوردهای کوچک آغازین مجارها پیروزی‌هایی به دست آوردند، ولی سرانجام مغولان در نبرد موهی ارتش مجارستان را در هم‌شکسته، مجارستان را اشغال و ویران نمودند. سه لشکر مغول مجارستان را عرصهٔ تاراج خود قرار دادند. پس از پایان حمله مغول و بازگشت آنان از مجارستان، بلای چهارم پادشاه این کشور دست به بازسازی کشور زد و مجارستان زیر رهبری او دوباره بدل به قدرتی اروپایی گشت. از این رو او را دومین بنیادگذار مجارستان خوانده‌اند.

از زمان بلای چهارم این کشور با چک‌ها درگیر شد. بلا خود نتوانست در برابر آنان کاری از پیش برد، ولی یکی از جانشینانش به نام لاسلوی چهارم با همراهی نیروهای اتریشی یاورش توانست ارتش چک را شکست دهد.
واپسین پادشاه دودمان آرپاد آندراش سوم بود و پس از او نسل این دودهٔ شاهی منقرض شد.

مجارستان در زمان دودمان کاپتی آنژو

نشان پادشاهان مجارستان از دودمان کاپتی آنژو
با مرگ لاسلوی چهارم شارل مارتل دانژو -که مادرش ماریای مجار، شهبانوی مالت- دختر ایشتوان پنجم بود ادعای تاج و تخت مجارستان را نمود، ولی سرانجام آندراش سوم به پادشاهی رسید. با مرگ آندراش سوم مجارستان دچار هرج و مرج شد و سرانجام کاروی یکم سیزده‌ساله از دودمان کاپتی آنژو-که مادرش از تبار شاهان مجار بود- توانست بر رقیبان پیروز گشته و بر مجارستان چیرگی یابد. او توانست اسلاحاتی اقتصادی را نیز در کشور برقرار سازد و از قدرت اشراف بکاهد و مجارستان را دگرباره به نیرویی در اروپای سدهٔ سیزدهمی بدل‌سازد.
پس از او پسرش لایوش یکم به پادشاهی رسید. او در ۱۳۴۷ میلادی به ناپل لشکرکشید، ولی مرگ سیاه او را به عقب‌نشینی واداشت. در ۱۳۸۲ لایوش درگذشت و چون فرزند نرینه‌ای نداشت پس از او دخترش ماریای یکم رسید.

پادشاهی ژیگموند

ژیگموند در نبرد نیکوپولیس لایوش یکم روابط دوستانه‌ای با همسایهٔ نیرومندش کارل چهارم امپراتور مقدس روم داشت. پسر کارل -ژیگموند- به عقد ماریا دختر لایوش درآمد و زمینه برای پادشاهی او بر مجارستان فراهم شد. ژیگموند به دربار لایوش رفت و زبان مجاری را آموخت و با فرهنگ آن سامان آشنا شد. با مرگ لایوش با وجود مخالفت مادرزنش -الیزابت بوسنیایی- با او و داشتن هماوردی چون کاروی دوم، ژیگموند توانست به پادشاهی مجارستان رسد. بخش بزرگی از روزگار فرمان روایی او به جنگ با عثمانی گذشت. در این زمان عثمانی‌ها به اروپا وارد شده و مرزهای مجارستان را نیز تهدید می‌کردند. در ۱۳۹۶ میلادی نیروهای متحد فرانسوی-مجاری ژیگموند در نبرد نیکوپولیس از عثمانی شکست خوردند. این شکست از محبوبیت او در میان مجارها سخت کاست.

مجارستان در زمان چیرگی خاندان هونیادی و دودمان یاگیلونی

نشان خاندان هونیادی ماتیاش یکم از خاندان هونیادی از اشراف مجارستان توانست به قدرت برسد. او دیپلوماسی هوشمندانه‌ای را در پیش گرفت و اقتصاد آشفتهٔ مجارستان را سامان داد. از رویدادهای مهم زمان پادشاهی او اشغال پنج‌سالهٔ وین به دست مجارها بود. پس از مرگ ماتیاش یکم، اولاسلوی دوم از دودمان یاگیلونی لهستان توانست به تاج و تخت مجارستان برسد. در ۱۵۲۶ میلادی لایوش دوم پادشاه مجارستان و پسر اولاسلو در نبرد موهاچ به جنگ با عثمانی پرداخت، ولی شکست خورد و خود نیز کشته‌شد.

نشان خانوادگی لایوش دوم
مجارستان میان سال‌های ۱۵۳۸ تا ۱۸۶۷ میلادی
با کشته شدن لایوش دوم و چیروزی عثمانی، باز هم مجارستان دچار آشفتگی شد. در این میان اشراف مجارستان دو دسته شدند؛ گروهی گرد فردیناند یکم، امپراتور مقدس روم(که در آن زمان هنوز آرشیدوک اتریش بود) آمدند و دسته‌ای پادشاهی را از آن یانوش یکم از بزرگ‌زادگان مجار دانستند. هوده آنکه در ۱۵۳۸ میلادی مجارستان میان دو تقسیم‌شد. جز این بخش‌هایی از مجارستان نیز در اشغال عثمانی‌ها قرار داشت.

مرزهای اروپای مرکزی در ۱۶۸۳ میلادی
در ۱۷۰۱ میلادی کوشش‌هایی از سوی مجارها برای استقلال از امپراتوری هابسبورگ به عمل امد، ولی نتیجهٔ چندانی نداشت.
مجارستان از انقلاب ۱۸۴۸ تا امپراتوری اتریش-مجار و جنگ جهانی دوم
انقلاب مجارستان (۱۸۴۸ میلادی) از سوی جوانان میهن‌پرست این کشور و با آماج استقلال صورت گرفت. در آینده این رویداد جنگ‌هایی هم با صربستان و اتریش در پی داشت.

نشان امپراتوری اتریش-مجار در ۱۹۱۵ میلادی

پس از سال ۱۸۶۷ میلادی دودمان هابسبورگ به صورت دوگانه‌ای هم بر اتریش و هم بر مجارستان فرمانروایی می‌کرد. از اواخز سدهٔ نوزدهم این امپراتوری رو به صنعتی شدن نهاد. سرانجام امپراتوری اتریش-مجارستان با شکست در جنگ جهانی یکم تجزیه‌شد. پس از ۱۹۲۰ مجارستان گرفتار درگیری درونی میان کمونیست‌ها و سلطنت‌طلبان و دیگر گروه‌ها شد. پس از آن برای ادارهٔ کشور یک نایب‌السلطنه برگزیده‌شد.
در جریان جنگ جهانی دوم ارتش مجارستان در حمله به شوروی دوشادوش نازی‌ها شرکت‌نمودند. در ۱۹۴۴ میلادی شوروی مجارستان را اشغال کرد. پس از آن نظام سیاسی مجارستان زیر نظر روس‌ها به یک جمهوری مورد نظر کمونیست‌ها بدل گردید.

امپراتوری اتریش مجارستان

اتریش-مجارستان پادشاهی دوگانه‌ای بود که از سال ۱۸۶۷م تا ۱۹۱۸م در اروپای مرکزی سیطره داشت. این کشور از اتحاد امپراتوری اتریش و پادشاهی مجارستان به وجود آمد.

تاریخ
به موجب سازش ۱۸۶۷م، امپراتوری اتریش به اتریش (سرزمین‌هایی که در پارلمان امپراتوری نماینده داشتند) و مجارستان تقسیم گردید. هر دو کشور یک نخست وزیر و یک پارلمان داشتند ولی از هر پارلمان ۶۰ نماینده به دعوت امپراتور-پادشاه، در بوداپست یا وین گرد می‌آمدند و مستقل از یکدیگر مسائل مشترک اتریش-مجارستان را مورد بحث قرار می‌دادند.

این سازش آلمان‌های ساکن اتریش و مجارها را به هم نزدیک کرد لیکن موجب رضایت خاطر رومن‌ها، اسلاوها و ایتالیایی‌های ساکن امپراتوری، که با هم اکثریت سکنه مملکت را تشکیل می‌دادند، نشد. این اقوام با اصرار تمام هواخواه ایجاد حکومت فدرالیسم بودند. در خارج، اتریش با آلمان مصالحه کرد و پس از اتحاد با آن در سال ۱۸۷۹م ناحیه بوسنی و هرزگووین را گرفت. سیاست خارجی این امپراتوری متکی به اتحاد با آلمان و سپس اتحاد با ایتالیا بود و با روسیه و صربستان مخالفت می‌شد چون صربستان مرکز فعالیت‌های خطرناک اسلاوهای امپراتوری به شمار می‌رفت.

اتریشی‌ها درصدد بودند با رسمیت بخشیدن به حاکمیت خود بر دو ایالت بوسنی و هرزگوین آنها را از سلطه عثمانی‌ها خارج کنند و در عین حال به این وسیله، ملی‌گرایان اسلاو را از اتحاد با یکدیگر دلسرد سازند. در روز ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴م آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد اتریش-مجارستان و همسرش در سارایوو به دست یک متعصب صرب که تبعه اتریش بود کشته شدند. در نتیجه در ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴م اتریش به صربستان اعلان جنگ داد که باعث آغاز جنگ جهانی اول شد.

با مرگ فرانسوا ژوزف در ۱۹۱۶م، جانشین او کارل وعده اصلاحاتی در قانون اساسی را داد ولی حمایت متفقین از تجزیه اتریش-مجارستان، فروپاشی آن را گریزناپذیر ساخت. معاهده های سنت ژرمن و تریانون رسماً انحلال دوگانه را تأیید کردند.

اتریش-مجارستان پادشاهی دوگانه
اتریش-مجارستان پادشاهی دوگانه‌ای بود که از سال ۱۸۶۷م تا ۱۹۱۸م در اروپای مرکزی سیطره داشت. این کشور از اتحاد امپراتوری اتریش و پادشاهی مجارستان به وجود آمد.
به موجب سازش ۱۸۶۷م، امپراتوری اتریش به اتریش (سرزمین‌هایی که در پارلمان امپراتوری نماینده داشتند) و مجارستان تقسیم گردید. هر دو کشور یک نخست وزیر و یک پارلمان داشتند ولی از هر پارلمان ۶۰ نماینده به دعوت امپراتور-پادشاه، در بوداپست یا وین گرد می‌آمدند و مستقل از یکدیگر مسائل مشترک اتریش-مجارستان را مورد بحث قرار می‌دادند.

این سازش آلمان‌های ساکن اتریش و مجارها را به هم نزدیک کرد لیکن موجب رضایت خاطر رومن‌ها، اسلاوها و ایتالیایی‌های ساکن امپراتوری، که با هم اکثریت سکنه مملکت را تشکیل می‌دادند، نشد. این اقوام با اصرار تمام هواخواه ایجاد حکومت فدرالیسم بودند. در خارج، اتریش با آلمان مصالحه کرد و پس از اتحاد با آن در سال ۱۸۷۹م ناحیه بوسنی و هرزگووین را گرفت. سیاست خارجی این امپراتوری متکی به اتحاد با آلمان و سپس اتحاد با ایتالیا بود و با روسیه و صربستان مخالفت می‌شد چون صربستان مرکز فعالیت‌های خطرناک اسلاوهای امپراتوری به شمار می‌رفت.

اتریشی‌ها درصدد بودند با رسمیت بخشیدن به حاکمیت خود بر دو ایالت بوسنی و هرزگوین آنها را از سلطه عثمانی‌ها خارج کنند و در عین حال به این وسیله، ملی‌گرایان اسلاو را از اتحاد با یکدیگر دلسرد سازند. در روز ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴م آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد اتریش-مجارستان و همسرش در سارایوو به دست یک متعصب صرب که تبعه اتریش بود کشته شدند. در نتیجه در ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴م اتریش به صربستان اعلان جنگ داد که باعث آغاز جنگ جهانی اول شد.
با مرگ فرانسوا ژوزف در ۱۹۱۶م، جانشین او کارل وعده اصلاحاتی در قانون اساسی را داد ولی حمایت متفقین از تجزیه اتریش-مجارستان، فروپاشی آن را گریزناپذیر ساخت. معاهده های سنت ژرمن و تریانون رسماً انحلال دوگانه را تأیید کردند.

امپراتوری اتریش
امپراتوری اتریش (به آلمانی: Kaisertum Österreich) یک امپراتوری دوران معاصر بود که بازمانده‌ای از امپراتوری مقدس روم بحساب می‌آمد.
این امپراتوری با مرکزیت کشور کنونی اتریش، بطور رسمی از سال ۱۸۰۴ تا سال ۱۸۶۷ حکومت خود را ادامه می‌داد و پس از آن بصورت امپراتوری اتریش-مجارستان درآمد.
امپراتوری اتریش-مجارستان (۱۸۶۷ تا ۱۹۱۸) نتیجه سازش ۱۸۶۷ اتریش-مجارستان می‌باشد.امپراتوری اتریش-مجارستان پس از جنگ جهانی اول توسط فاتحان جنگ در معاهده تریانون به بخش‌های مختلف تجزیه شد.
امپراتوری اتریش توسط فرانسیس دوم، امپراتور مقدس روم (که بعدها به فرانسیس یکم امپراتوری اتریش شهرت یافت) بوسیله ترکیب سرزمین‌هایش در درون و بیرون امپراتوری مقدس روم، بنیان گذاشته شد.
این کار واکنشی به بیانیه ناپلئون بناپارت مبنا بر امپراتوری اول فرانسه در سال ۱۸۰۴ بود.

476




rating
  نظرات