مجارستان در قرن میلادی19

اعدام «ناگي»، رهبر اصلاح طلب مجارستان

در 27 خرداد 1337 (17 ژوئن 1958) زماني كه خروشچف، نخست‌وزير شوروي وارد بوداپست پايتخت مجارستان شد تا «يانوس كاداري (Javos Kadar) را كه دبيركل حزب كمونيست مجارستان بود مورد تاييد قرار دهد، در همان روز راديو بوداپست اعلام كرد كه «ايمره ناگي» (Imer Nagy) رهبر اصلاح‌طلب مجار و وزير دفاع او يعني سرهنگ پال مالتر و دو تن ديگر از همكارانش به اتهام خيانت به حزب و كشور اعدام شده‌‌اند.

در شورش مردم بوداپست در سال ۱۹۵۶ كه با تانكهاي شوروي در هم شكسته شد «ايمرناگي» نخست وزير مجارستان بود. دو سال بعد يعني در ۱۷ ژوئن ۱۹۵۸ «ايمرناگي» همراه سه تن از يارانش اعدام شد. او ۶۲ سال داشت. مردمي كه در مراسم يادبود «ايمرناگي» شركت داشتند فرياد مي زدند. «او ميهن دزديده شده ما را پس گرفت»

مجارستان در قرن میلادی19

مراسم يادبود نخستين وزير مقتول مجارستان در ميدان قهرمانان برپا شد.
از بالكن ساختماني كه به روي ميدان قهرمانان باز مي شد آخرين پيام «ايمرناگي» در ۲۸ اكتبر ۱۹۵۶ خطاب به مردم بوداپست پخش شد. در آن زمان سربازان روس بوداپست پايتخت مجارستان را در اشغال داشتند.مجارستان با اجراي مراسم يادبود «ايمرناگي» واردعصر تازه اي شد كه در آن حق اخذ هر تصميمي به مردم واگذار شد و كشورهاي ديگر كمونيستي اروپاي شرقي يكي پس از ديگري فروپاشيدند.

يش از باز شدن مرز مجارستان مراسم مهمي به يادبود «ايمر ـ ناگي» (IMER-NAGY) از رهبران ملي مجارستان كه توسط كمونيستها از قدرت كنار زده شده بود برپا گرديد (۱۷ ژوئن ۱۹۸۹) . ايمر ناگي را قهرمان بهار آزادي در مجارستان مي ناميدند. صدها هزار نفر از مردم مجارستان در مراسم اين چهره شناخته شده در آن كشور و جهان شركت كردند.

در تاريخ ۸ اكتبر ۱۹۸۹

در مجارستان همه احزاب آزاد شدند و حزب كمونيست تغيير نام داد. اين روزنامه كه ارگان حزب كمونيست بود: اضافه كرد نظام سياسي مجارستان يك نظام دموكراتيك شبيه دموكراسي هاي غربي خواهد بود.

در كنگره حزب كمونيست مجارستان اكثريت ۱۲۵۶ نماينده رأي دادند كه نظام سياسي مجارستان بايد دموكراتيك باشد و فقط ۱۵۹ نماينده مخالف و ۳۸ نماينده رأي ممتنع دادند. دراين كنگره اعلام شد كه از اين پس اقتصادمجارستان اقتصاد بازار خواهد بود نه اقتصاد سوسياليستي. روزنامه ارگان حزب كمونيست مجارستان ديگر در صفحه اول نوشت: «كارگران همه جهان متحد شويد» به مناسبت سالروز قيام مردم مجارستان در ۲۴ اكتبر ۱۹۵۶ ماتياس زوروش MATYAS-SZUROS كفيل رياست جمهوري مجارستان اعلام كرد كه در مجارستان نظام سياسي جديد مستقر شد. اوتأييد كرد كه در مجارستان دولت آشتي ملي برقرار مي شود و حزب كمونيست تغيير نام داده و از اين پس حزب سوسياليست ناميده مي شود.

نظام كمونيستي در سال ۱۹۴۸ در مجارستان استقرار يافت و درسال ۱۹۵۶ قيام مردم با تانكهاي شوروي در هم كوبيده شد. بدين ترتيب ۴۱ سال در مجارستان حزب كمونيست فرمان قدرت را در دست داشت.

حوادث مجارستان از اشغال شوروي تا قيام 1956

در اواخر جنگ جهاني دوم در جريان كنفرانس يالتا كه به كنفرانس تقسيم جهان معروف شد طي توافق‌هاييكه بين رهبران غرب و استالين انجام شد، كشورهاي شرقي اروپا از جمله مجارستان در حوزه نفوذ مسكو قرار گرفته و رژيم همه اين كشورها به كمونيستي تبديل شد.

ريشه شورش و بحران مجارستان در 1956 را كه عاقبت منجر به اعدام ناگي شد بايد در جريان‌هاي سياسي اشغال مجارستان به وسيله ارتش سرخ شوروي تا اختلافات درون حزبي در داخل رهبري حزب كمونيست در 1956 جست‌وجو كرد.

علاوه بر اين مردم مجارستان به پيروي از حركت آزادي‌طلبانه‌اي كه در ورشو پايتخت لهستان ايجاد شده بود، در بوداپست دست به تظاهرات زدند و خواستار به قدرت رسيدن فرد اصلاح‌طلبي چون ناگي شدند. اينك رويدادهاي مجارستان را از 1945 تا 1956 كه منجر به قيام خونين مردم بوداپست برضد شوروي شد را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

در 13 فوريه 1945 ارتش سرخ، شهر بوداپست را اشغال كرد و در 12 نوامبر همان سال «زولتان تيلدي» (Zoltan Tildy) رهبر حزب خرده مالكان عهده‌دار تشكيل كابينه شد و فرد اصلاح‌طلبي چون ايمره ناگي به وزارت كشاورزي رسيد. كشور تحت نفوذ شوروي قرار گرفت و بخشي از قواي شوروي در مجارستان مستقر شد.
در آگوست 1947 طي انتخاباتي كه تحت نظارت روس‌ها انجام شد «ماتياس راكوشي» دبير اول حزب كمونيست مصدر كار شد و رسما اين كشور به جرگه كشورهاي كمونيست درآمد. از همان زمان اعتراضات مردمي براي مبارزه با كمونيست‌ها به تدريج آغاز شد.در 30 ژوئيه 1948 زولتان تيلدي نخست‌وزير به دليل آنكه كمونيست‌ها دامادش را دستگير و اعدام كرده بودند، از نخست‌وزيري و رياست‌جمهوري كناره‌گيري كرد. در نوامبر 1948 «كاردينال ميندزنتي»
(Cardinal Mindzenty) رهبر كليساي كاتوليك كه به عمليات ضدمذهبي و اختناق اعتراض كرده بود به وسيله كمونيست‌ها بازداشت شد.
در همان سال «لاسلوريك» وزير خارجه و «وارگا» مديركل راه‌آهن دستگير و اعدام شدند. در كارخانه‌هاي مختلف اعتصاب عمومي گسترش يافت اما پليس محلي از آتش گشودن روي معترضان خودداري مي‌كرد لذا يك ژنرال روسي به رياست ارتش و پليس منصوب شد.
در چنين وضعيتي «ماتياس راكوشي» كه به سبب خوش خدمتي‌هايي كه به كرملين كرده بود به لقب «بهترين شاگرد استالين» نايل آمده بود بار ديگر در اوايل 1950 به دبيركلي حزب كمونيست مجارستان رسيد. او سياست‌هاي ضدمردمي خود را ادامه داد.
به طوري كه در 21 مه 1951 اعلام كرد كه پنجاه و شش هزار نفر از طبقات بورژوازي سابق به عنوان عناصر نامطلوب بازداشت شده‌اند. يك روز بعد جانشين كاردينال ميندزنتي نيز بازداشت شد. در آگوست 1952 راكوشي ديكتاتور مطلق‌العنان شد چون مقام نخست‌وزيري را نيز بر عهده گرفت در حالي كه مقام رياست‌جمهوري كه بر عهده استفان دوبي بود، يك مقام تشريفاتي محسوب مي‌شد.

مجارستان و جنگ جهانی دوم

پس از جنگ جهانی دوم و توافق‌نامه‌ يالتا و پُتسدام و تقسيم‌ اروپا به‌ دو منطقة نفوذ غرب و شرق سبب‌ شد كه‌ مجارستان‌ در منطقة نفوذ دولت‌ اتحاد شوروي‌ قرار گيرد. در 3 اكتبر 1956م‌ مردم‌ مجارستان‌ براي‌ كسب‌ استقلال‌ سر به‌ شورش‌ برداشتند بوداپست‌ در اين‌ میان‌ نقش‌ ویژه ای‌ داشت‌. اين‌ قيام‌ كه‌ 3 روز ادامه‌ يافت‌ با هجوم‌ ارتش‌ شوروي‌ به‌ مجارستان‌ سركوب‌ شد و خسارات‌ فراوانى‌ به‌شهر بوداپست‌ وارد شد و ايمره‌ ناگى‌ رئيس‌دولت‌ مجارستان‌ ابتدا به‌ يوگسلاوي و بعد‌ به‌ رومانى‌ پناه‌ برد. پس‌ از فروپاشى‌ اتحاد شوروي‌، شهر بوداپست‌ همچنان‌ به‌ عنوان‌ مركز دولت‌ جمهوري مجارستان‌ باقى‌ ماند.

ارتباط آبى‌ بوداپست‌ با درياي‌ سياه‌ از طريق‌ رود دانوب‌ موجب‌ پيشرفتهاي‌ اقتصادي‌ و بازرگانى‌ اين‌ شهر گرديد.

مرگ استالين و انعكاس آن در مجارستان

پس از مرگ استالين و روي كار آمدن خروشچف در 28 ژوئن 1953 و اينكه خروشچف براي حفظ آبروي حزب كمونيست توصيه كرده بود كه بعد از استالين بايد جنايات دوره او را افشا كرد و وابستگان حزب بايد حتي از خود انتقاد كنند، از اين جهت راكوشي دبيركل حزب كمونيست مجارستان در پي انتقاد از عملكرد خود، از مقام نخست‌وزيري استعفا كرد و فقط دبيركلي حزب را براي خود باقي گذاشت.

او به توصيه رهبران كرملين، براي آرام كردن اوضاع مجارستان ناگي را به نخست‌وزيري انتخاب كرد ولي در ژوئيه 1953 طي سفري كه به مسكو كرد از ميخاييل سوسلف، تئورسيسن (نظريه‌پرداز) حزب كمونيست شوروي و خروشچف، دبيركل حزب كمونيست آن كشور درخواست كرد كه از حد معيني بالاتر به ناگي اصلاح‌طلب پروبال ندهند. از اين جهت در مارس 1955 ناگي از حزب كمونيست اخراج شد و اين حزب از جناح اصلاح‌طلب خالي شد و ضمنا از نخست‌وزيري نيز منفصل شد.

اجراي چنين تصميماتي باعث نارضايتي عمومي شد و راكوشي، دبيراول حزب كمونيست براي آرام كردن اوضاع، رهبران مذهبي و سياسي را از زندان آزاد كرد. او در 29 مارس 1956 اجازه داد كه براي كليه مقامات دولتي كه اعدام شده‌اند رسما مراسم اعاده حيثيت به عمل آيد و دوستداران‌شان بر گورهاي آن‌ها گل‌افشاني كردند.

گسترش مراسم گل‌افشاني بر مزار اعدام‌شدگان و اعتراض كارگران و حتي اعضاي كليساي كاتوليك زمينه را براي يك انقلاب عمومي ضدشوروي آماده مي‌ساخت.
به همين سبب، در 17 ژوئيه 1956 ميخائيل سوسلف، نظريه‌پرداز حزب كمونيست شوروي ضمن سفر به بوداپست به راكوشي توصيه كرد كه به هر بهانه‌اي كه مي‌تواند استعفا كند. راكوشي، پيري و بيماري را بهانه قرار داد و استعفا كرد و در اول اكتبر 1956 «ارنوگرو» به دبيركلي حزب و يانوس كادار به معاونت او رسيد و «آندراس هگدوس» به نخست‌وزيري منصوب شد. بعد از اين انتصابات انقلاب همه بوداپست را فرا گرفت و دانشجويان دانشگاه بوداپست خواهان نخست‌وزيري ناگي و بركناري «آندراس هگدوس» مي‌شدند.

تظاهرات به حدي رسيد كه مجسمه استالين را فرود آورده و روي آن كلمه W.C نوشتند. در 24 اكتبر 1956 «ارنوگرو» دبيركل حزب كمونيست تظاهركنندگان را فاشيست و نوكران امپرياليست خواند و از ارتش سرخ جهت سركوبي آن‌ها كمك خواست. تانك‌ها در خيابان‌ها به حركت درآمدند اما تظاهرات شدت يافت همه خواستار بازگشت اصلاح‌طلبي چون ناگي بودند.بعد از اين حادثه آناستاس ميكويان، معاون خروشچف به اتفاق سوسلف به بوداپست آمدند و از ارنوگرو خواستند كه ناگي را به نخست‌وزيري منصوب كند.

در 26 اكتبر 1956 ارنو گرو مجبور شد كه با بي‌ميلي، ناگي را به نخست‌وزيري برساند. تظاهركنندگان بعد از اينكه از موضوع انتصاب ناگي به نخست‌وزيري مجارستان آگاه شدند، خواسته‌هاي خود را به شرح زير در ميدان بزرگ بوداپست اعلام كردند:‌ 1- خروج سربازان ارتش سرخ از مجارستان 2- خروج مجارستان از پيمان ورشو 3- آزادي كليه زندانيان سياسي.

مجارستان در قرن میلادی19

در همان روز 26 اكتبر، ناگي براي آرام كردن دانشجويان و كارگران خواست كه آغاز سخن كند و بيانات خود را با كلمه «رفقا» آغاز كرد. جمعيت چهارصد هزار نفري فرياد زدند كه ما ديگر رفقا نيستيم. ناگي در اين لحظه متوجه شد كه مردم پرچم‌هاي مجارستان را سوراخ كرده و ستاره كمونيستي را از آن برداشته‌اند.

در شامگاه آن روز تمام شهر سنگربندي شده بود تا از حمله احتمالي ارتش سرخ جلوگيري به عمل آيد. ناگي يك كابينه ائتلافي از عناصر آزادي‌خواه، ملي و ساير احزاب تشكيل داد و از ارتش سرخ خواست كه با دخالت خود در اوضاع، وضع را بيش از اين آشفته نسازد.

انفجار انقلاب در بوداپست

روز اول نوامبر 1956 راديو بوداپست متن فرمان ناگي را درباره بي‌طرفي كشور و لغو اشتراكي شدن مزارع پخش كرد. پس از انتشار اين خبر تظاهرات ملي و ضد شوروي به شديدترين وضع خود رسيد.

در سوم نوامبر حمله تانك‌هاي شوروي كه در اطراف بوداپست موضع گرفته بودند به داخل شهر آغاز شد و چند لشكر زرهي از روماني و چكسلواكي براي كمك به ارتش سرخ وارد مجارستان شدند. در چهارم نوامبر يانوس كادار كه معاون دبيركل حزب بود به كمك روس‌ها به دبيركلي حزب رسيد و از يك راديو مخفي اعلام كرد كه حكومت جديدي را تشكيل داده و از ارتش شوروي خواسته است كه براي حفظ نظم وارد بوداپست شود.

در همان روز يعني 4 نوامبر 1956 مقر نخست‌وزيري و پارلمان مجارستان توسط تانك‌هاي ارتش سرخ محاصره شد. ناگي مجبور شد كه به سفارت يوگسلاوي پناهنده شود.

در پيكارهاي خونين ماه اكتبر و نوامبر هزاران نفر از مردم مجارستان كه سلاحشان فقط سنگ و چوب بود در برخورد با تانك‌ها و سربازان شوروي و سربازان پيمان ورشو، كشته شدند.

راديوهاي اروپاي غربي تا سرحد ممكن اخبار مجارستان را پخش مي‌كردند اما هيچ‌گونه كمكي از جانب كشورهاي اروپاي غربي به مردم مجارستان صورت نگرفت، ارتش شوروي از فرصت براي سركوب مجارها استفاده كرد زيرا دولت‌هاي غربي در ماجراي كانال سوئز با جمال عبدالناصر درگير بودند. جلسات مجمع عمومي سازمان ملل فقط به محكوميت شوروي به سبب مداخله نظامي در بوداپست بسنده كرد.

راديوي اروپاي آزاد و آيزنهاور رئيس‌جمهور آمريكا و جان فاستردالس وزير خارجه‌اش جز ارسال پيام‌هاي دلگرم‌كننده، اقدام ديگري براي مجارها انجام ندادند. بلافاصله پس از پناهنده شدن ناگي به سفارت يوگسلاوي، «يانوس كادار» دبيراول حزب كمونيست مجارستان و دست‌پرورده شوروي به اوكراين رفت تا دستورات لازم را جهت تشكيل يك حكومت جديد از رهبران شوروي بگيرد.

كادار در هفتم نوامبر 1956 كابينه خود را تشكيل داد. در 22 نوامبر پس از مذاكرات مفصلي كه بين بلگراد و بوداپست صورت گرفت، ناگي و اطرافيانش با اطمينان‌خاطر بر اين موضوع كه پس از خروج از تحصن در سفارت يوگسلاوي به آنان هيچ‌گونه آسيبي نخواهد رسيد، از سفارت يوگسلاوي در بوداپست خارج شدند ولي فورا توسط سربازان ارتش سرخ دستگير و به ستاد ارتش شوروي در بوداپست منتقل شدند.

در اول ژانويه 1957 رهبران كليه احزاب كمونيست كشورهاي اروپاي شرقي در بوداپست گرد آمدند تا توجيه رهبران شوروي و يانوس كادار را جهت سركوب قيام مردم مجارستان استماع كنند.

پس از اين ماجرا در بوداپست اطلاعيه‌اي از راديو پخش شد كه طبق آن، از آن تاريخ همه قواي ارتش شوروي به دعوت يانوس كادار جهت جلوگيري از رخنه فاشيسم و امپرياليسم در مجارستان باقي خواهند ماند و ضمنا طي اعلاميه‌اي كه به امضاي رهبران اروپاي شرقي رسيده بود، ناگي را به خيانت متهم كرده و در ژوئن 1958 او را اعدام كردند.
خروشچف دبيراول كميته مركزي حزب كمونيست و نخست‌وزيرشوروي بعد از اعدام ناگي ضمن شرح اعمال خود، در توجيه عمل قهرآميز در بوداپست چنين گفت: «مجارها درصدد بودند فاشيسم را به كشورشان برگردانند و آنها به بهانه تجديدنظر در دموكراسي توده‌اي، هر روز از دموكراسي توده‌اي روگردان‌تر مي‌شدند.»

انقلاب مجارستان

در تاريخ ۸ اكتبر ۱۹۸۹ همه احزاب آزاد شدند و حزب كمونيست تغيير نام داد و به يك نظام دموكراتيك شبيه دموكراسي هاي غربي تبدیل شد.

نظام كمونيستي در سال ۱۹۴۸ در مجارستان استقرار يافت و درسال ۱۹۵۶ قيام مردم با تانكهاي شوروي در هم كوبيده شد و بعد از ۴۱ سال حکومت كمونيست تبدیل به دموکراتیک شد.

با روي كار آمدن گورباچف در شوروي و بي‌رنگ شدن سوسياليسم در مجارستان و دادن آزادي به مردم اروپاي شرقي و اين‌كه مردم اين كشورها مي‌توانند بصورت آزاد راه خود را انتخاب كنند. در اواخر دهه 1980 رهبران كمونيست يكي پس از ديگري از سمت‌هاي خود استعفا كردند و غيركمونيست‌ها امور كشور را بدست گرفتند.
در مجارستان تحولات بسيار سريع پيش ‌رفت و اين کشور اولین كشوري بود كه با خارج شدن از پيمان ورشو، بنيان آن را سست كرد و همچنین مجارستان اولین کشور کمونيستي اروپاي شرقي بود كه مرزهاي خود را به سوي غرب باز کرد و تغییر سیاست داد و حکومت خود را از کمونیستی به دموکراتیک تغییر داد.

انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان

انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان قیامی مردمی علیه دولت استالینیستی «جمهوری خلق مجارستان» و سیاست‌های تحمیلی اتحاد جماهیر شوروی بود که از ۲۳ اکتبر تا ۱۰ نوامبر سال ۱۹۵۶ میلادی به طول انجامید.

این انقلاب در ابتدا بصورت یک تظاهرات دانشجویی در مرکز بوداپست پایتخت کشور آغاز شد و در ادامه هزاران نفر را جذب خود کرد. تظاهرات به ساختمان مجلس مجارستان رسید و نمایندهٔ دانشجویان درحالیکه برای انتشار درخواست‌های آنها وارد ساختمان رادیو شده بود، دستگیر شد. زمانی‌که تظاهرکنندگان در خارج ساختمان درخواست آزادی وی را کردند، از بالای ساختمان رادیو مورد هدف نیروهای امنیتی قرار گرفتند. خبر به سرعت در پایتخت پخش شد و خشونت و ناآرامی سراسر پایتخت را فراگرفت.

قیام به‌زودی در سراسر مجارستان گسترده شد و دولت سقوط کرد. هزاران تن از مردم برای مبارزه با نیروهای پلیس امنیتی و شوروی، گرو‌های شبه‌نظامی تشکیل دادند و با آزادی و مسلح شدن زندانیان پیشین، بسیاری از کمونیست‌های طرفدار شوروی و نیروهای امنیتی زندانی و اعدام شدند. شوراهای فوری ایجاد شدند که کنترل مناطق شهری را در اختیار گرفت و تغییرات سیاسی را خواستار شد. دولت جدید، دستگاه امنیتی را منحل کرد و قول انتخابات آزاد جدید را داد. در اواخر اکتبر، درگیری‌ها آرام گرفت و حالت عادی دوباره حکمفرما شد.

بعد از اعلام تمایل گفتگو برای خروج نیروهای شوروی، نظر رهبران کمونیستی شوروی تغییر کرد و تصمیم به سرکوبی انقلاب گرفتند. در ۴ نوامبر، نیروی عظیم شوروی بوداپست را مورد تهاجم قرارداد. مقاومت مردم تا ۱۰ نوامبر به طول انجامید. تخمین زده شده است که حدود ۲٬۵۰۰ مجار کشته و ۲۰۰٬۰۰۰ نفر نیز پناهنده شدند. بازداشت‌ها و محکومیت‌های فراوان تا ماه‌ها ادامه یافته و در اوایل ژانویهٔ سال ۱۹۵۷ میلادی، دولت جدید شوروی روی کارآمد و تمام مخالفت‌های مردمی را سرکوب کرد.

بحث‌های عمومی درمورد انقلاب مجارستان بیش از ۳۰ سال در آن کشور سرکوب گشته و در دههٔ ۸۰ میلادی دوباره از سرگرفته شد. در افتتاح سومین جمهوری مجارستان در سال ۱۹۸۹ میلادی، ۲۳ اکتبر بعنوان روز ملی تعطیل اعلام شد.

اوضاع مجارستان و اروپاي شرقي از ديكتاتوري يانوس كادار تاكنون

در نهم دسامبر 1961 يانوس كادار با حفظ سمت دبيركلي حزب بار ديگر نخست‌وزير شد و به اين ترتيب احب اختيار مجارستان شد. قيام مجارستان گرچه در اين كشور سركوب شد ولي آثار خود را در كشورهاي اروپاي شرقي به نحوي موثر باقي گذاشت، در چكسلواكي، به ديكتاتوري «آنتوني نووتني» (Antoni Novothny) پايان داده شد و «الكساندر دوبچك» (Alexander Dubcek) با آوردن تز سوسياليسم انساني، جنبشي تحت عنوان بهار پراگ ايجاد كرد.

با آنكه اين جنبش با نيروي قهريه پيمان ورشو مانند ورشودر مجارستان سركوب شد ولي انعكاس آن در كشورهاي اروپاي شرقي بسيار شديد بوده چون در لهستان نيز جنبش همبستگي كارگران به رهبري «لخ والسا» (Lech Walesa)، باعث تضعيف ديكتاتوري «گومولكا» (Gomulka) دبيراول حزب كمونيست لهستان شد.

با روي كار آمدن گورباچف در شوروي و بي‌رنگ شدن سوسياليسم در آن كشور و توجيه او جهت دادن آزادي به مردم اروپاي شرقي و اين‌كه مردم اين كشورها هر راهي را كه مي‌توانند انتخاب كنند، به اين نتيجه منجر شد كه در اواخر دهه 1980 رهبران كمونيست يكي پس از ديگري از سمت‌هاي خود استعفا كردند و غيركمونيست‌ها مصدر امور كشور شدند.

مثلا وحدت آلمان تحقق يافت و «اريش هونكر» (Erich HONECKER) تحت بازداشت قرار گرفت و مدتي بعد آزاد شد ولي به علت بيماري درگذشت. در روماني نيكلاي چاوشسكو وفادارترين فرد به حزب كمونيست دچار شورش مردمي و سپس كودتاي ارتش شده و تيرباران شد.

در يوگسلاوي بعد از مرگ تيتو، نغمه تجزيه‌طلبي از هر سو به گوش مي‌رسيد. در آلباني جانشينان انور خوجه كه مي‌خواستند به كمونيست استاليني وفادار باشند در مقابل خواسته‌هاي مردم مجبور به استعفا شدند. در مجارستان تحولات بسيار سريع پيش مي‌رفت. اين كشور اولين كشوري بود كه با خارج شدن از پيمان ورشو، بنيان آن را سست كرد.

هجوم بسوی غرب

مجارستان نخستين كشور كمونيستي اروپاي شرقي بود كه مرزهاي خود را به سوي غرب گشود. نسيم اصلاحات  در شوروي به رهبري گورباچف كه به اروپاي شرقي وزيد مردم كشورهاي كمونيستي يكي پس از ديگري به حركت در آمدند. دولت مجارستان تصميم گرفت مرزهاي خود را به روي كساني كه مايل بودند به غرب پناهنده شوند باز كند. نخستين دسته مهاجران ۶۵۰۰ نفر از اتباع آلمان شرقي بودند كه مي خواستند از طريق اتريش به آلمان غربي پناهنده شوند. (۱۲ سپتامبر ۱۹۸۹)

يكهزار وپانصد اتومبيل شخصي و شصت اتوبوس حامل اتباع آلمان شرقي از طريق مجارستان و اتريش به آلمان غربي پناهنده شدند. پس از اين گروه از مهاجران دولت مجارستان اعلام كرد كه ۶۰ هزار نفر ديگر از اتباع آلمان شرقي مي توانند از طريق مرزهاي مجارستان به آلمان غربي بروند. باز شدن مرز مجارستان نخستين اقدام عملي در تقويت اصلاح طلبان كشورهاي اروپاي شرقي بود.

پس از آن مجارستان گامهاي سريعي در راه كمونيسم زدايي برداشت و زودتر از كشورهاي كمونيستي اروپاي شرقي به نظام ديكتاتوري در آن كشور پايان داد.

خروج تانکهای شوروی پس از 23 سال

نيروهاي شوروي و تانكها و زره پوشهاي آن كشور شروع به تخليه مجارستان كردند (۲۵ آوريل ۱۹۸۹) لشكر سيزدهم ارتش سرخ در مجارستان كه در سال ۱۹۵۶ در خيابانهاي بوداپست ظاهر شدند پايتخت مجارستان را ترك كردند. تانكهاي شوروي براي درهم كوبيدن شورش مردم بوداپست عليه دولت كمونيستي آن كشور مجارستان را اشغال كرده بودند.

در ۱۵۰ كيلومتري جنوب بوداپست ۳۱ تانك ت ـ ۳۴ كه از نوين ترين تانكهاي آن كشور بودند سالها در مجارستان باقي مانده بودند. تانكها با ترن مخصوصي به سوي اكراين رفتند. شوروي ۶۰ هزار سرباز در مجارستان داشت كه از زمان پايان جنگ دوم جهاني در آن كشور مستقر بودند.


منابع:

تاريخ جنگ سرد، آندره فونتن، عبدالرضا هوشنگ مهدوي؛ نشر نو، تهران 1346.

گاهشماري اروپاي شرقي جلد اول قاسم صنعوي، تهران، وزارت خارجه، 1371.

تاريخ فلسفه سياسي، بهاءالدين پازدرگاد، تهران، زوار، تهران، 1339.

كتاب سال كيهان، تهران، 1349.

660




rating
  نظرات