مجارستان از عثمانی تا قرن 19

تاریخ پرفراز و نشیب مجارستان

ازتاريخ مهاجرت اقوم مجاری به جلگه رود دانوب مدارکی در دست نيست. اين قوم به‌صورت قبیله ای به‌تدريج از آسيا و نواحی غربی سيبری به اين سرزمين آمده وبعداز نبردهای فراوان با ديگر قبايل برای تصاحب اراضی پربرکت سرانجام در جلگه دانوب بين نژادهای ژرمن و اسلاو حائل گرديده‌اند. اين تاريخ را حدود سال ۸۹۶م. می‌دانند، يعنی زمانی‌که قبايل مجار به رهبری پرنس آرناپه  ساکن حوزه کارپات (سرزمينی که از لحاظ آب و مراتع غنی بوده) را تماماً و يا به‌طور وسيعی تصرف کردند و امروز به‌نام «مجارستان» وترانسيلوانيا خوانده می‌شود.

مردم زمان اوليه عصر آهن و پس از آنه سلتهابودند به‌نوبت در آغاز دورهٔ حاضر درنبردبا رومی‌ها شکست خوردند. ايالات رومی پانونيا و داسيا که در زمان حکومت تيبريوس و تراجان به‌تصرف درآمده ، دربرگيرنده قسمتی ازخاک آنچه مجارستان می‌شد بودند. پس از چهار قرن فرمانروايی رومی‌ها به‌واسطه مهاجرت عظيمی منقرض گرديد. هونها به رهبری پادشاه معروف خود آتيلا ، آستروگوتها ژپيدها و لونگوبارها و به‌دنبال آن‌ها آوارها که از نژاد هون‌ها بودند برای زمان کوتاهی در اين مکان سکنی گزيدند.

در قرن دهم هفت قبيله فاتح مجارستان که بایکدیگر به اتحادرسیدند، تحت رهبری پرنس آرپاد مؤسس اولين سلسله مجارستان قرار داشتند قدرت را به فرزندش کيزاسپرو سپردند. در سال ۹۷۲ کيزابه‌عنوان يکی از سران وپیشرو درقبیله های مجارستان به رياست اتحاديه‌ای که از اين قبايل به‌وجود آمده بود انتخاب شد و به اتفاق همسرش سارولت به آئين مسيحيت گرويد و پس از شهرت دارد در سال ۱۰۰۰م. به‌عنوان نخستين پادشاه مجارستان تاج‌گذاری کرد بعد از تحکيم حکومت خود به‌عنوان اولين پادشاه مجارستان موضوع مسيحی کردن مجارستانی ها را رسميت بخشيد و به تأسيس صومعه ساختن کليسا اقدام کرد.

طی قرون ۱۱ و ۱۲ پادشاهان سلسله «آرپاد» مجارستان را يک‌پارچه نگه داشته و در مقابل سياست‌های توسعه‌طلبانه امپراتوری مقدس روم، قسطنطنيه و پاپ در رم مبارزه نمودند. سرانجام پيشرفت نسبتاً صلح‌آميز مجارها در قرون وسطی با حمله مغول‌ها به رهبری پاتوخان در سال‌ها (۴۴ – ۱۲۴۱) دچار وقفه شد و ارتش مجارستان شاه بلدی چهارم به‌سختی توسط مغول‌ها تارومار شد

اوج شکوه و عظمت هنگری در قرون وسطی روزگار سلطنت زيرا نفوذش تا دريای بالتيک، دريای سياه دريای مديترانه می‌رسيد  ؛

. جنگ با ترک‌ها در سال ۱۳۸۹ صورت گرفت و ترک‌ها تا دريای بالکان پيش رفتند و مدت‌های دراز هنگری در چنگال ترکان عثمانی و قسمتی از خاک مجارستان زير فرمان جابرانه خانواده‌ها هابسبورگ اطريش گرفتار بود.

اين سياست حفظ قدرت مرکزی توسط    ماتيوس هون‌يادی « (۱۴۹۰ – ۱۴۵۸) »

 که از پادشاهان بسيار محبوب و موفق بود دنبال گرديد. با مهار کردن قدرت بارون‌ها و تشکيل يک ارتش قوی اجير شده، وی امنيت و آسايش برای مردم شهر و روستا را به ارمغان آورد، در حالی‌که سياست خارجی توسعه‌طلبانه وی موجب هراس بود مع‌هذا دربار با شکوه و کتابخانه عظيم گرونسيانا برای وی در سرتاسر اروپا شهرت آفريد. جانشينان شاه ماتيوس در هر حال قادر نبودند که با قدرت رو به افزايش بارون‌ها مقابله کنند. افزايش فشار روستایيان موجب گرديد که تخم نارضايتی در ميان آنان کاشته شود؛ به‌طوری‌که در سال ۱۵۱۴ منجر به جنگ دهقانی بزرگی به رهبری گيورگ دوژا از اهالی ترانسيلوانيا گرديد. به‌هرحال ارتش دهقانی با نبردهای خونينی از هم پاشيد و شکست آن منجر به کيفر خونينی برای دهقانان گرديد. در اين شرايط تهديد ترک‌ها برای اشغال کشوری که به‌دليل اختلافات داخلی از هم پاشيده شده بود يک خطر جدی به‌شمار می‌آمد..    قوای شاه جوان لوتيز دوم  را سلطان عثمانی   سليمان دوم    در سال ۱۵۲۶شکست داد.( نبرد موهاچ  ) .

نبرد موهاج

نبرد موهاچ از جنگ های امپراتوری عثمانی علیه ممالک اروپایی بود که در ۲۹ اوت ۱۵۲۶ در جنوب شهر بوداپست واقع شد که به پیروزی عثمانی ها منجر گردید.در این نبرد ارتش عثمانی در زمان زمامداری سلطان سلیمان اول در برابر پادشاهی مجارستان، پادشاهی بوهمیا، امپراتوری روم، پادشاهی کروواسی صف آرایی کردند و در پایان نیروهای اروپایی با حدود ده برابر کشته نسبت به رقیب خود شکست خوردند.در پی این نبرد کنترل بوداپست بدست عثمانی ها افتاد و دوه نبردهای عثمانی-مجار به پایان رسید

ترکان عثمانی و امپراتوری اتریش مجارستان

بودا پيش‌ از تصرف‌ اين‌ سرزمين‌ از سوي‌ نيروهاي‌ عثمانى‌ جمعیتی ‌ظاهراً كمتر از هزار نفر داشت و در آغاز سلطة تركان‌ نيز گروهى‌ از اهالى بودا‌ را ترك‌ گفتند.

در زمان‌ حکومت تركان‌ عثمانى اين‌ منطقه را بدين‌ «حصار اسلام‌» می نامیدند و در سال 526م‌ نيروهاي‌ عثمانى‌ نخستين‌بار به‌ اين‌ سرزمين‌ حمله‌ بردند و بُدين‌ به‌ تصرف لشكريان‌ عثمانى‌ درآوردند و این منطقه را به‌ آتش‌ كشيدند و از اين‌ پس‌ فاتحان‌ عثمانی آن‌ را «ولايت‌ بُدين‌» نام نهادند.

پس‌ از اين‌ پيروزي سلطان‌ عثمانى، فرديناند دوك‌ اتريش‌ كه‌ برادر شارل‌ پنجم‌ شارل‌ كَن‌ امپراتور آلمان‌ و از خاندان‌ هابسبورگ‌ بود به پادشاهی برگزیده شد و دوك‌ اتريش‌ از سلطان‌ سليمان‌ خواست‌ كه‌ او را به‌ رسميت‌ بشناسد، ولى‌ سلطان‌ تقاضايش‌ را نپذيرفت‌ و از او خواست‌ كه‌ بُدين‌ را به‌ يانوش‌ زاپوليا وا گذارد، ولى‌ فرديناند نپذيرفت‌.

اين‌ وضع‌ تا 529م‌ ادامه‌ يافت‌، تا اينكه‌ سلطان‌ سليمان‌ قانونى‌ با نيرويى‌ مركب‌ از 50 هزار نفر عازم‌ بُدين‌ شد و با جنگ بودا را بار ديگر تسخير کرد.

امپراتوري‌ عثمانى‌ بارها با امپراتوري‌ خاندان‌ هابسبورگ‌ اتریش درگير جنگ‌ شد. بزرگ‌ترين‌ درگيريها در 684م‌ روي‌ داد كه‌ طى‌ آن‌ نيروهاي‌ امپراتوري‌ اتريش‌ و مجارستان‌ با تركان‌ عثمانى‌ به‌ جنگی‌ سخت‌ پرداختند. اين‌ درگيري‌ تا 686م‌ ادامه يافت‌ و به‌ پيروزي‌ نيروهاي‌ اتريش‌ و مجار كه‌ لشكريان‌ اتحاد مقدس‌ ناميده‌ مى‌شدند منتج شد.

در 867م‌ بر اساس توافق‌ ميان‌ خاندان‌ هابسبورگ‌ و سران مجارستان امپراتوري‌ اتريش‌ – مجارستان‌ تأسيس‌ شد و مجارستان‌ كشوري‌ خودمختار گردید و بوداپست‌ به‌ عنوان‌ مركز آن‌ شناخته‌ شد.

پس‌ از شكست‌ امپراتوري‌ اتريش‌ در جنگ‌ جهانى‌ اول‌، مجارستان اعلام استقلال‌ کرد و در زمان‌ جنگ‌ جهانى‌ دوم‌، طى‌ درگيري‌ ميان‌ نيروهاي‌ شوروي‌ و آلمان‌، بوداپست‌، به‌ ويژه‌ ناحية پِست‌ دچار ويرانى‌ بسيار گردید.

حاکمیت عثمانی

طى‌ كمتر از يك‌ قرن‌ و نيم‌ حاكميت‌ دولت‌ عثمانى‌، 5 نفر به‌ سمت‌ بيگلربيگى‌ بودين‌ منصوب‌ شدند كه‌ هريك‌ مدتى‌ كوتاه‌ بر آن‌ سرزمين‌ فرمان‌ راندند.همين‌امر مانع‌ نوسازي‌ِبودا گرديد.درميان‌ بيگلربيگيهاي‌ اين‌ سرزمين‌ صوقللى‌ مصطفى‌ پاشا از همه‌ مهم‌تر بود. وي‌ توانست‌ حدود 2 سال‌ از 73 تا 86ق‌/566 تا 578م‌ سمت‌ بيگلربيگى‌ بودين‌ را عهده‌دار باشد .

از اوايل‌ سدة 2ق‌/8م‌ بوداپست‌ تحت‌ تصرف‌ خاندان‌ هابسبورگ‌ قرار گرفت‌. مجارستان‌ پس‌ از خروج‌ نيروهاي‌ عثمانى‌ از منطقه‌، حدود دو قرن‌ دستخوش‌ دگرگونيهايى‌ شد. در سالهاي‌ 264- 265ق‌/ 848-849م‌ گروههايى به‌ سرپرستى‌ شاندور پِتوفى‌ در ناحية پست‌ پشت‌ بر ضد خاندان‌ هابسبورگ‌ سر به‌ شورش‌ برداشتند كه‌ توفيقى‌ نيافتند. در خلال‌ اين‌ شورش‌، اهالى‌ بوداپست‌ نقش‌ عمده‌اي‌ ايفا كردند. شورشيان‌ قلعة بودا را مدتى‌ در محاصره‌ داشتند، تا اينكه‌ سرانجام‌، در رمضان‌ 265/اوت‌ 849م‌ تسليم‌ شدند.

سفر اولیا چلبی

اوليا چلبى‌ در سفري‌ به‌ بوداپست‌ 073ق‌/663م‌ از هر دو ناحية بودا بودين‌ و پست‌، تصوير روشنى‌ ارائه‌ كرده‌ است‌. وي‌ در مورد قلعة بدين‌ و كاخ‌ شاهان‌ مجار مى‌نويسد كه‌ سلطان‌ سليمان‌ قانونى‌ در 32ق‌/526م‌ پس‌ از تصرف‌ قلعة بودين‌ مدتى‌ به‌ تماشاي‌ آن‌ پرداخت‌ و گفت‌ «چه‌ مى‌شد اگر چنين‌ قصري‌ در استانبول‌ مى‌داشتيم‌» /14. كليساها در عهد حاكميت‌ تركان‌ عثمانى‌ به‌ مساجد تبديل‌ شدند، از جمله‌ سلطان‌ سليمان‌ قانونى‌ كليساي‌ مريم‌ مقدس‌ را در بودا به‌ مسجد تبديل‌ كرد و مسجد سلطان‌ سليمان‌ سلطان‌ سليمان‌ جامعى‌ يا جامع‌ بزرگ‌ ناميده‌ شد. وي‌ محرابها را متوجه‌ مكة مكرمه‌ نمود و در آنجا نماز گزارد ؛ همچنين‌ كليساي‌ كاخ‌ پادشاهى‌ به‌ مسجد كاخ‌ سراي‌ جامعى‌ يا اندرون‌ جامعى‌، كليساي‌ سنت‌ جرج‌ به‌ مسجد ميانى‌ اورتا جامع‌ و كليساي‌ مريم‌ مجدليه‌ به‌ مسجد فتحيه‌ فتحيه‌ جامعى‌ تغيير نام‌ يافت‌.

در284 ق‌/867م‌ بر پاية توافقى‌ ميان‌ خاندان‌ هابسبورگ‌ و سران‌ كشور مجارستان‌، امپراتوري‌ اتريش‌ – مجارستان‌ تأسيس‌ گرديد و مجارستان‌ كشوري‌ خودمختار، و بوداپست‌ به‌ عنوان‌ مركز آن‌ شناخته‌ شد. در سالهاي‌ 912 و 917م‌ اعتصابهايى‌ در بوداپست‌ روي‌ داد. پس‌ از شكست‌ امپراتوري‌ اتريش‌ در جنگ‌ جهانى‌ اول‌، مجارستان‌ استقلال‌ يافت‌ و بوداپست‌ همچنان‌ به‌ صورت‌ تختگاه‌ دولت‌ جديد اين‌ كشور باقى‌ ماند. در زمان‌ جنگ‌ جهانى‌ دوم‌، طى‌ درگيري‌ ميان‌ نيروهاي‌ شوروي‌ و آلمان‌، بوداپست‌، به‌ ويژه‌ ناحية پست‌ دچار ويرانى‌ بسيار شد .

موافقت‌نامه‌هاي‌ سري‌ يالتا و پُتسدام‌، و تقسيم‌ اروپا به‌ دو منطقة نفوذ سبب‌ شد كه‌ مجارستان‌ در منطقة نفوذ دولت‌ اتحاد شوروي‌ قرار گيرد. در آبان‌ 335 ش‌/3 اكتبر 956م‌ مردم‌ مجارستان‌ براي‌ كسب‌ استقلال‌ سر به‌ شورش‌ برداشتند. بوداپست‌ در اين‌ خيزش‌ عام‌ نقش‌ عمده‌اي‌ برعهده‌ داشت‌. اين‌ قيام‌ كه‌ 3 روز ادامه‌ يافت‌ با هجوم‌ ارتش‌ شوروي‌ به‌ مجارستان‌ سركوب‌ گرديد. در اثناي‌ پيكار، خسارات‌ فراوانى‌ به‌شهر بوداپست‌ واردآمد و ايمره‌ناگى‌ رئيس‌دولت‌ مجارستان‌، نخست‌ به‌ يوگسلاوي‌، و سپس‌ به‌ رومانى‌ پناه‌ برد .

پس‌ از فروپاشى‌ اتحاد شوروي‌، شهر بوداپست‌ همچنان‌ به‌ عنوان‌ مركز دولت‌ جمهوري‌ مجارستان‌ باقى‌ ماند.

ارتباط آبى‌ بوداپست‌ با درياي‌ سياه‌ از طريق‌ رود دانوب‌ موجب‌ پيشرفتهاي‌ اقتصادي‌ و بازرگانى‌ اين‌ شهر گرديد.

منابع:

تاريخ جنگ سرد، آندره فونتن، عبدالرضا هوشنگ مهدوي؛ نشر نو، تهران 1346.

گاهشماري اروپاي شرقي جلد اول قاسم صنعوي، تهران، وزارت خارجه، 1371.

تاريخ فلسفه سياسي، بهاءالدين پازدرگاد، تهران، زوار، تهران، 1339.

كتاب سال كيهان، تهران، 1349.

  
 
دی ان ان evoq